06 خرداد 1405 / ۱۰ ذو الحجة ۱۴۴۷
شناسه خبر : 80751
دوشنبه 20 بهمن 1399 , 15:47
دوشنبه 20 بهمن 1399 , 15:47


سناریوی گرهزدن توافق با ایران به توافق ابراهیم
حسامالدین برومند
سرمایه عظیم پساجنگ
غلامرضا صادقیان
بادهفروش از کجا شنید؟!
حسین شریعتمداری
جنگ ارادهها از خرمشهر تا خلیجفارس
حسن رشوند
گشایش تنگه هرمز خلع سلاح کشورمان است!
حسین شریعتمداری
چند نکته درباره مذاکره و تعیین تکلیف جنگ
محمد ایمانی
فرصت جنگ
علیرضا معشوری
کاسبان رسانهای؛ تدلیس فقط در معامله نیست
فاضل شایسته
طنین شرف در غوغای غنیمتخواران عافیتطلب
داود گودرزی
تنگه هرمز ربطی به آمریکا ندارد!
یدالله جوانی
برتر از فتح خرمشهر
عبدالله گنجی


به قول امام خمینی (ره):مارا چه رسد با این قلمهای شکسته و بیانهای نارسا در وصف شهیدان جانبازان و مفقودان و اسیرانی که در جهاد فی سبیل الله جان خود را فدا کرده و یا سلامت خویش از دست داده اند یا بدست دشمنان اسلام اسیر شده اند مطلبی نوشته و یا سخنی بگوییم زبان و بیان ما عاجز از ترسیم مقام بلند پایه ی عزیزانی است که برای اعلای کلمه حق و دفاع از اسلام و کشور اسلامی جانبازی نموده اند.درضمن متن خیلی جالبی بود دکتر جان.
نظری بگذارید



















روزها و شب های پیش از برپایی حماسه کربلای 1 در اردوگاه قلاجه، محل استقرار چادرهای گردان حضرت علی اکبر(ع) از لشگر ده سیدالشهدا(ع) برای من یادآور احوالات معنوی آن عارف متهجدی است که از طریق سجده های سحرگاهان به معدن عظمت ربانی راه یافت. تعقیبات نماز ظهر و عصر یا مغرب و عشای او آنقدر طولانی بود که اگر منتظرش می ماندیم، ناهار و شاممان از دهان می افتاد و البته گاهی در انتظارش می ماندیم و گاه.... اما او همیشه همان بود که بود. زمانی بس طولانی سر به مهر می ماند و ناله های سوزناک و عارفانه او نه تنها در فضای عطرآگین گردان، بلکه در تمام آسمان طنین انداز می شد و بیش از اهل زمین، مسجودیان آسمان با ندای او اونس گرفته بودند.
از برکات تهجد هر نیمه شب او در دل تاریکی شب و نزدیک سحر، یکی هم، آن بود که توفیق نماز صبح اول وقت را نصیب غافلانی چون من می کرد - آنگاه که با صدای راز و نیایش که از چادر مجاور بر می خاست- از خواب بر می خاستم. صبح هایی را که خود از خواب بر می خاستم، نیز از چهره خون رنگ و بارانی اش به عیان آثار تهجد و شب زنده داری قابل مشاهده بود و گواه دیگری بر جمع مجاهدانی که در میقات جهاد و شهادت جمع بودند، همان آنهایی که اهل سحر بودند و اینها همه تقریباً بر من ثابت کرد که نماز شب، از او فوت نمی¬ شود.
سردار شهید گمنام « علیرضا آملی »، فرمانده فرزانه گروهان نصر از گردان حضرت علی اکبر(ع) از لشگر ده سیدالشهدا(ع) پس از سالها رشادت و فداکاری و در حالی که بارها در عملیات های مختلف افتخار جانبازی را در کارنامه درخشان خود داشت، پس از کسب رضایت از مادر بزرگوارش برای نیل به شهادت، سرانجام به آرزوی دیرینه اش دست یافت و در حماسه کربلای 5 به فتح الفتوح وصال نائل آمد و مسجود درباریان مقام محمود ایزد قرار گرفت. روحش قرین و هم نشین ارباب بی کفن و راهش چراغی فروزان برای همرزمانش.
مجید اسکویی